اهل قلم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اهل قلم . [ اَ ل ِ ق َ ل َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کاتب . نویسنده . محرران دفتر. (آنندراج ). کاتب و منشی . (ناظم الاطباء) : شود سعادت و دولت نصیب اهل قلم هما ز کوچه ٔ این استخوان بدر نرود. صائب (از آنندراج ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی