واژه جو

اهل خلوت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اهل خلوت . [ اَ ل ِ خ َل ْ وَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گوشه نشین . ریاضت کش : آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است یا رب این تأثیر دولت از کدامین کوکب است . حافظ.

معنی اهل خلوت | واژه جو