واژه جو

اهل ا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اهل ا. [ اَ لُل ْ لاه ] (ع اِ مرکب ) مردان متقی و پارسا : مردی از اهل اﷲ رسید و وقوف بمددی را به ایشان تلقین کرد. (انیس الطالبین ص ١١٤). و رجوع به اهل و ترکیبات آن شود.

معنی اهل ا | واژه جو