واژه جو

انکاد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

انکاد. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ نَکد و نَکَد و نَکِد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به مفردات کلمه شود.

معنی انکاد | واژه جو