واژه جو

انوری | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۷۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

یار با هرکسی سری دارد سر به پیوند من فرو نارد این چنین شرط دوستی باشد که بخواند به لطف و بگذارد دل و جانم به لابه بستاند پس به دست فراق بسپارد ناز بسیار می‌کند لیکن نیک بنگر که جای آن دارد جان همی خواهد و کرا نکند که به جانی ز من بیازارد

معنی انوری | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۷۰ | واژه جو