واژه جو

انوری | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۴۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

مکن‌ای دل که عشق کار تو نیست بار خود را ببر که بار تو نیست مردی از عشق و در غم دگری گرچه این هم به اختیار تو نیست دیده راز تو فاش کرد ازآنک دیده در عشق رازدار تو نیست نوبهار آمد و جهان بشکفت زان ترا چه چو نوبهار تو نیست

معنی انوری | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۴۸ | واژه جو