واژه جو

انوری | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۳۱۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

این همه چابکی و زیبایی این چنین از کجا همی آیی چون مه چارده به نیکویی چون بت آزری به زیبایی مه نخوانم ترا معاذالله مه نهانست تا به پیدایی ماه سرد و ترست و رنگ‌آمیز شب دو و بی‌قرار و هرجایی کی توان کردنت همی مانند که تو خورشید عالم‌آرایی

معنی انوری | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۳۱۶ | واژه جو