واژه جو

انوری | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۲۳۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای روی خوب تو سبب زندگانیم یک روزه وصل تو طرب جاودانیم جز با جمال تو نبود شادمانیم جز با وصال تو نبود کامرانیم بی‌یاد روی خوب تو ار یک نفس زنم محسوب نیست آن نفس از زندگانیم دردی نهانیست مرا از فراق تو ای شادی تو آفت درد نهانیم

معنی انوری | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۲۳۵ | واژه جو