انوری | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۱۸۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دل از خوبان دیگر برگرفتم ز دل نو باز عشقی درگرفتم ندانستم که اصل عاشقی چیست چو دانستم رهی دیگر گرفتم فکندم دفتر و جستم ز طامات خراباتی شدم ساغر گرفتم عتاب دوستان یکسو گرفتم کتاب عاشقی را برگرفتم ز بهر عشق تو در بتپرستی طریق مانی و آزر گرفتم