انوری | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۱۶۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
تخته عشق برنوشتم باز برنویسای نگار تخته ناز تا بر استاد عاشقی خوانیم روزکی چند باب ناز و نیاز ورقی باز کن ز عهد قدیم باز کن خاک عشوه از سر آز هین که روز و شب زمانه همی ورق عمرمان کنند فراز چند گویی زمانه در پیش است بر وفای زمانه هیچ مناز قصه کوتاه کن که کوته کرد روز امید انتظار دراز