انوری | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۱۶۲
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
سلام علیکای جفا پیشه یار کجایی و چون داری احوال کار اگر بخت با من مخالف شدست تو با وی موافق مشو زینهار چه گویم مرا با غم تو خوشست که جز غم ندارم ز تو یادگار خطایی که کردم به من برمگیر جفایی که کردم ز من درگذار جواب سلام رهی باز ده سلام علیکای جفاپیشه یار