واژه جو

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۲۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گر من ز فلک شکایت کنمی هرچ او کندی جمله حکایت کنمی افسوس که دست من بدو می‌نرسد ورنه شر او جمله کفایت کنمی

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۲۵ | واژه جو