واژه جو

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۲۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

با دل گفتم که‌ای همه قلاشی چونی و چگونه‌ای کجا می‌باشی دل دیده پرآب کرد و گفتا که خموش در خدمت خیل دختر جماشی

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۲۰ | واژه جو