واژه جو

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۱۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون صبح درآمد به جهان‌افروزی معشوقه به گاه رفتن از دلسوزی می‌گفت و گری که با من غم روزی صبحا ز شفق چون شفقت ناموزی

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۱۵ | واژه جو