واژه جو

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

عشقی که همه عمر بماند این است دردی که ز من جان بستاند این است کاری که کسش چاره نداند این است وان شب که به روزم نرساند این است

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۱ | واژه جو