واژه جو

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۰۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای دل بنشین به عافیت کو داری تا باز نیفکنی مرا در کاری از تلخی عیش اگر ترا سیری نیست من سیر شدم ز جان شیرین باری

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۰۸ | واژه جو