واژه جو

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۹۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دوش از سر درد نیستی در مستی گفتم فلکا نیست شدم گر هستی گفت این چه علی لاست که بر ما بستی بوطالب نعمه بر زبان ران رستی

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۹۳ | واژه جو