واژه جو

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۸۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

صف زد حشم بهار پیرامن گل ابر آمد و پر کرد ز در دامن گل با این همه جان نماند اندر تن گل گر تو به چمن درآیی‌ای خرمن گل

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۸۲ | واژه جو