واژه جو

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

کار تنم از دست دلم رفت ز دست بیچاره دلم به ماتم جان بنشست جان دل ز جهان بربد و رخت اندر بست سازم همه این بود که در کار شکست

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۸ | واژه جو