واژه جو

انقاض

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

( اِ ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- سنگینی بار بر پشت.<BR>۲- گرانبار ساختن.<BR>۳- استخوان را در هم شکستن.<BR>۴- باز کردن ریسمان.<br>

معنی انقاض | واژه جو