واژه جو

انفصاد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

انفصاد. [ اِ ف ِ ] (ع مص ) ترکیدن چشم برگ درخت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ روان شدن چیزی . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). فرودویدن .تفصد. (تاج المصادر بیهقی ). و رجوع به افصاد شود.

معنی انفصاد | واژه جو