انسلاک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ س ِ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- داخل شدن، د ر آمدن در چیزی.<BR>۲- به رشته کشیده شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ س ِ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- داخل شدن، د ر آمدن در چیزی. ۲- به رشته کشیده شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انسلاک . [ اِ س ِ ] (ع مص ) درآمدن چیزی در چیزی . (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ) (غیاث اللغات ) (آنندراج ). مندرج شدن و داخل شدن و درکشیده شدن . (ناظم الاطباء). داخل شدن . درآمدن . (از اقرب الموارد). ◄ برشته کشیده شدن . (فرهنگ فارسی معین ).