انسراح
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ س ِ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) واکرده شدن موی و فروهشته گردیدن.<BR>۲- به پشت خوابیدن و پ اها را از هم گشاده کردن.<BR>۳- برهنه شدن.<BR>۴- (اِمص.) روانی، آسانی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ س ِ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) واکرده شدن موی و فروهشته گردیدن. ۲- به پشت خوابیدن و پ اها را از هم گشاده کردن. ۳- برهنه شدن. ۴- (اِمص.) روانی، آسانی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انسراح . [ اِ س ِ ] (ع مص ) واکرده شدن موی و فروهشته گردیدن آن . ◄ به پشت خوابیدن و پاها را از هم بازگشاده کردن . (از ناظم الاطباء). به پشت افتادن و دو پا را گشادن . (از اقرب الموارد). ◄ برهنه و عریان شدن . (ناظم الاطباء). از لباس درآمدن و عریان گردیدن . (از اقرب الموارد). برهنه شدن . ◄ روان شدن در رفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (آنندراج ).تند و آسان رفتن . (از اقرب الموارد). ◄ (اِمص ) آسانی و روانی . (مرآة الخیال چ سنگی ص ١٠٢).