واژه جو

انساخ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

انساخ . [ اِ ] (ع مص ) نویسانیدن، یقال : انسخه الکتاب فنسخه . ◄ منسوخ یافتن .(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی ).

معنی انساخ | واژه جو