واژه جو

اندهگین کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اندهگین کردن . [ اَ دُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) غمگین کردن . اکماد. (از یادداشت مؤلف ). رجوع به اندوهگین کردن شود.

معنی اندهگین کردن | واژه جو