واژه جو

اندرانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اندرانی . [ اَ دَ ] (ع ص ) جراب اندرانی، انبان سطبر. (منتهی الارب ). انبان ستبر. (ناظم الاطباء). ◄ ملح اندرانی، نمک شفاف سفید مانند بلور. نمک ترکی . (یادداشت مؤلف ). ملح ذرانی درست است از ذرٔة. (از منتهی الارب ). رجوع به انذرانی و ذرانی شود.

معنی اندرانی | واژه جو