اندازه گیری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اندازه گیری . [ اَ زَ / زِ ] (حامص مرکب ) عمل اندازه گرفتن . مقیاس گیری . (فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ طیفی واژهدان
سنجش، پیمایش، توزین، تقویم، متراژ، متره کردن، نقشهبرداری، مساحی، محاسبه، شمارش برآورد، کارشناسی، تخمین، گمان، حدس تعیین ارزش، ارزیابی، بارمبندی مثلثبندی، عیاربندی، عیارسنجی، مغناطیسسنجی قیاس، مقایسه
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی