واژه جو

انتهاء

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(اِ تِ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) به پایان آمدن، به نهایت رسیدن.<BR>۲- بازایستادن از کاری.<BR>۳- آگهی رسیدن.<BR>۴- (اِ.) پایان، آخر.<br>

معنی انتهاء | واژه جو