واژه جو

امینای نجفی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

امینای نجفی . [ اَ نا ی ِ ن َ ج َ ] (اِخ ) پسر ملامحمود، کلیددار نجف اشرف . از شاعران قرن یازدهم هجری بود. نصرآبادی نویسد: طبعش خالی از لطفی نیست . از اوست : فرصتم کی شد که گیرم دامن وصلی بکف از گریبان دست اگر برداشتم بر سرزدم . (از تذکره ٔ نصرآبادی ص ٣٠٦) (از الذریعه قسم ١ از جزء ٩ ص ١٠٣) (از فرهنگ سخنوران ). و رجوع به فرهنگ سخنوران شود.

معنی امینای نجفی | واژه جو