واژه جو

امیلح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

امیلح . [اُ م َ ل ِ ] (ع اِ) مصغر املح . (از معجم البلدان ). ♦ ما امیلحه ؛ چه شور گردانیده است آنرا، و فعل مصغر منحصر است به ما امیلحه و ما احیسنه [ و ما احیلاه ] و در سایر افعال نیامده . (ناظم الاطباء). و رجوع به اِملاح شود. ◄ (اِخ ) آبی است از آن بنی ربیعةالجوع . (از معجم البلدان ).

معنی امیلح | واژه جو