واژه جو

امیر حرس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

امیر حرس . [ اَ رِ ح َ رَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رئیس نگهبانان . در دوره ٔ غزنویان چنانکه از تاریخ بیهقی برمی آید شخصی بوده که نگهبانان شاهی را ریاست می کرده . رجوع به تاریخ بیهقی چ فیاض ص ٢٢٨ و ٤٣٥ شود.

معنی امیر حرس | واژه جو