واژه جو

امیدوار گردانیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

امیدوار گردانیدن . [ اُمیدْ گ َ دَ ] (مص مرکب ) ترجیه . (دهار). امید دادن . امیدوار کردن : و دیگر مناسب حال ارباب همت نیست یکی را امیدوار گردانیدن و باز بنومیدی خسته کردن . (گلستان ).

معنی امیدوار گردانیدن | واژه جو