واژه جو

امساک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

( اِ ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) نگاه داشتن.<BR>۲- نخوردن غذا.<BR>۳- (اِمص.) خودداری.<BR>۴- بخل، خست.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی امساک | واژه جو