واژه جو

امری

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

الزام‌آور، قاطع، برنده، آمرانه، امرکننده، نافذ، قابل اجرا، روا، مطاع، واجب، مطلق، وادارکننده، فرمایشی، اجباری

معنی امری | واژه جو