واژه جو

امتناع نمودن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

امتناع نمودن . [ اِ ت ِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] (مص مرکب ) نافرمانی نشان دادن . ممانعت کردن . نپذیرفتن : طعامی که معده از هضم و قبول آن امتناع نمود... خلاص از رنج آن صورت نبندد مگر... (کلیله و دمنه ). رجوع به امتناع و امتناع کردن شود.

معنی امتناع نمودن | واژه جو