واژه جو

امتلاج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

امتلاج . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) مکیدن شیر. (تاج المصادر بیهقی ). مکیدن شیررا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مکیدن کُرِّه آنچه را که در پستان است . (از اقرب الموارد).

معنی امتلاج | واژه جو