واژه جو

امامی کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

امامی کردن . [ اِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) امامت . پیشوایی کردن . امامت کردن . پیشنمازی کردن . رجوع به امامت شود.

معنی امامی کردن | واژه جو