واژه جو

امامت کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

امامت کردن . [ اِ م َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پیشوایی کردن . ◄ پیشنمازی کردن . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به امامت شود.

معنی امامت کردن | واژه جو