واژه جو

امام شهاب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

امام شهاب . [ اِ ش ِ ] (اِخ ) از معاصران خاقانی شروانی است و خاقانی را در مرثیه ٔ او قصیده ای است بمطلع: سر چه سنجد که هوش می بشود تن چه ارزد که نوش می بشود. و در ضمن آن گوید: آه کز مردن امام شهاب آه من سخت کوش می بشود. خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ١٦٩ و چ سجادی ص ١٦٨).

معنی امام شهاب | واژه جو