الگو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اُ ) (اِ.) نمونه، طرح.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اُ ) (اِ.) نمونه، طرح.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الگو. [ اُ ] (اِ) روبُر. مُدِل . ◄ سرمشق . مُقتَدی ̍. اُسوَه . قدوه . مثال . نمونه .
فرهنگ طیفی واژهدان
مدل، نمونه، سرمشق، عبرت، مثال، مثل سابقه، پیشینه، رویه، رفتار، رویه قضایی، فریضه مورد، افته، شاهد، مصداق، تجلی، تضمن قالب، شکل، مسطوره راهنما، هدی للمتقین پسزمینه، سابقه ذهنی، حافظه مدل زنده نمونهبرداری، برش مقطعی، گمانهزنی