الکتر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الکتر. [ اِ ل ِ ت ُ ] (اِخ ) شاهزادگان آلمانی که حق انتخاب امپراتور را داشتند شماره ٔ آنان در زمان بول در شش تن بود (١٣٥٦ م .) و بعدها شماره ٔ آنان به ٩ و ١٠ تن رسید (١٨٠٣ م .) این حق را ناپلئون اول به سال ١٨٠٦ م . لغو کرد ولی هس کاسل نام آن را تا سال ١٨٦٥ م . نگاه داشت .
الکتر. [ اِ ل ِ ] (اِخ ) نام دختر آگاممنن پادشاه شهر ارگوس از یونان قدیم . وی پس از کشته شدن پدرش جان برادرش ارست را از مرگ رهایی بخشید و بعد زن پیلاد یکی از دوستان برادرش گردید. این وقعه را شاعران قدیم یونان اسخیل و سوفوکل و برخی از شاعران اروپا بنظم آورده اند. رجوع به تمدن قدیم تألیف فوستل ترجمه ٔ نصراﷲ فلسفی ص ٤٥٥ و فرهنگ اساطیریونان و رم ج ١ ص ٢٧٥ و قاموس الاعلام ترکی ج ٢ شود.