واژه جو

الوستان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

الوستان . [ اَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کتول بخش علی آباد شهرستان گرگان، در ٦ هزارگزی شمال علی آباد. دشت و معتدل مرطوب است . سکنه ٔ آن ٥٥٠ تن شیعه اند و بفارسی سخن میگویند. آب آن از رودخانه ٔ کدوال و محصول آن برنج، غلات و لبنیات و شغل مردم زراعت و گله داری، و صنایع دستی کرباس و شال بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).

معنی الوستان | واژه جو