التماع
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- درخشیدن.<BR>۲- برافروختن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- درخشیدن. ۲- برافروختن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
التماع . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) ربودن، یقال التمعت الشیی ٔ اذا اختلسته . ◄ درخشیدن برق . (منتهی الارب ). درخشیدن و لمعه زدن . (غیاث اللغات ). ◄ روشن شدن . (منتهی الارب ).