التفات داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
التفات داشتن . [ اِ ت ِ ت َ ] (مص مرکب ) توجه داشتن . متوجه بودن . پروا کردن . نگریستن : التفات از همه عالم بتو دارد سعدی همتی کان بتو مصروف بود قاصر نیست . سعدی . و رجوع به التفات کردن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
التفات داشتن . [ اِ ت ِ ت َ ] (مص مرکب ) توجه داشتن . متوجه بودن . پروا کردن . نگریستن : التفات از همه عالم بتو دارد سعدی همتی کان بتو مصروف بود قاصر نیست . سعدی . و رجوع به التفات کردن شود.