واژه جو

اقضم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اقضم . [ اَ ض َ ] (ع ص ) مردقضم رسیده دندان . (منتهی الارب ). رجوع به قضم شود.

معنی اقضم | واژه جو