اقبال لاهوری | پیام مشرق | رهی در سینه انجم گشائی
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
رهی در سینه انجم گشائی ولی از خویشتن ناآشنائی یکی بر خود گشا چون دانه چشمی که از زیر زمین نخلی بر آئی
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
رهی در سینه انجم گشائی ولی از خویشتن ناآشنائی یکی بر خود گشا چون دانه چشمی که از زیر زمین نخلی بر آئی