اقبال لاهوری | پیام مشرق | خرده
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
میخورد هر ذره ما پیچ و تاب محشری در هر دم ما مضمر است با سکندر خضر در ظلمات گفت مرگ مشکل، زندگی مشکلتر است
دردانه ادا شناس دریاست از گردش آسیا چه داند؟
کلک را ناله از تهی مغزی است قلم سرمه را صریری نیست