اقبال لاهوری | پیام مشرق | اگر خواهی حیات اندر خطر زی
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
غزالی با غزالی درد دل گفت ازین پس در حرم گیرم کنامی بصحرا صید بندان در کمیناند بکام آهو ان صبحی نه شامی امان از فتنه صیاد خواهم دلی ز اندیشهها آزاد خواهم رفیقش گفتای یار خردمند اگر خواهی حیات اندر خطر زی دمادم خویشتن را بر فسان زن ز تیغ پاک گوهر تیزتر زی خطر تاب و توان را امتحان است عیار ممکنات جسم و جان است