اقبال لاهوری | زبور عجم | چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما ای جوانان عجم جان من و جان شما غوطهها زد در ضمیر زندگی اندیشهام تا بدست آوردهام افکار پنهان شما مهر و مه دیدم نگاهم برتر از پروین گذشت ریختم طرح حرم در کافرستان شما تا سنانش تیزتر گردد فرو پیچیدمش شعله ئی آشفته بود اندر بیابان شما فکر رنگینم کند نذر تهی دستان شرق پاره لعلی که دارم از بدخشان شما میرسد مردی که زنجیر غلامان بشکند دیدهام از روزن دیوار زندان شما حلقه گرد من زنیدای پیکران آب و گل آتشی در سینه دارم از نیاکان شما