اقبال لاهوری | زبور عجم | مرغ خوش لهجه و شاهین شکاری از تست
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
مرغ خوش لهجه و شاهین شکاری از تست زندگی را روش نوری و ناری از تست دل بیدار و کف خاک و تماشای جهان سیر این ماه بشب گونه عماری از تست همه افکار من از تست چه در دل چه بلب گهر از بحر بر آری نه بر آری از تست من همان مشت غبارم که بجائی نرسد لاله از تست و نم ابر بهاری از تست نقش پرداز توئی ما قلم افشانیم حاضر آرائی و آینده نگاری از تست گلهها داشتم از دل به زبانم نرسید مهر و بیمهری و عیاری و یاری از تست